ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
54
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
عبد العلاء و ربيع پسر سليمان سامان دادند . اينان آثار استاد خود را زير عنوان كتاب الام گردآورى و نقل كردند . اين مذهب تنها در زمان نسل بعدى به خاور راه يافت . در بغداد نخستين آموزگاران آن عثمان پسر سعيد انماطى بود و مهمتر از او ابو العباس سريج ( م 306 / 918 - 919 ) بود كه روزگارى هم قاضى شيراز بود و در همين زمان مذهب شافعى را محمد پسر نصر مروزى و محمد پسر اسحاق پسر خزيمه ( م 311 / 923 ) در نيشابور گسترش دادند . محمد پسر نصر در سال 275 / 888 - 889 به سمرقند رفت و در آغاز در پرتو پشتيبانى اسماعيل پسر احمد سامانى تا هنگام مرگش در 294 / 906 - 907 به تدريس سرگرم بود . در حالى كه نيشابور پناهگاه جامعهاى بزرگ از مردمانى بود كه به مذهب شافعى سخت اعتقاد داشتند ، كيش شافعى در سمرقند در برابر غلبه كيش حنفى اهميتى نيافت . در سرزمينهاى دور تر شمال خاورى شاش ( تاشكند ) با ايلاق و طراز برترى با شافعيان بود ، اين برترى تا اندازهاى به سبب تدريس استاد بلند نام شافعى ابو بكر محمّد پسر على قفّال ( م 365 / 976 ) پديد گشت . در بخشهاى باخترى و ميانى ايران كيش شافعى در شهرهائى بزرگ مانند اصفهان ، شيراز ، رى و گرگان از نيمه سده سوم / نهم رواج يافت و به زودى جامعههاى بزرگى را تشكيل داد . تا آغاز سده پنجم / يازدهم كيش شافعى در برخى از شهرها و سرزمينهاى باختر ايران بر كيش حنفى برترى يافت و بر رويهم در سراسر ايران اين برترى را حفظ كرد . تنها در دورترين سرزمينهاى خاور ، فرارود ، تخارستان ، غزنه و سرزمينهاى فراسوى ترك و هند . غلبه همچنان با كيش حنفى بود ، و شافعيان تنها در اقليتهاى كوچك بودند . مذهب فقهى شافعى در ايران نخست در محفلهاى اهل حديث رواج يافت . شافعيان در آغاز بيشتر خودشان را اهل حديث يا فقيهان اهل حديث مىخواندند . و چنين نيز معرفى مىشدند . برخى از بزرگان پيشين شافعى مانند ابن خزيمه در نيشابور ، و ابو بكر اسماعيلى ( م 371 / 981 ) در گرگان كوششهايى همچند يا بيشتر از محدثان داشتند البته شافعى خود از پيشروان مبارزهاى بود كه